تهران سربلند، اختصاصی / گزارش تحلیلینقد صدا، دوربین، حرکت؛ اما این بار نه برای نمایش شکوه و عظمت کاراته ایران در آسیا و جهان، بلکه برای به تصویر کشیدن یکی از تلخترین و فاجعهبارترین روزهای مدیریتی در تاریخ فدراسیون کاراته. رقابتهای «کاراته وان» که روزگاری ویترین افتخارات، نظم و اعتبار این رشته مدالآور در سطح بینالمللی بود، در جریان آخرین دوره خود (ششم تیرماه ۱۴۰۵) در سالن تختی اندیشه (توابع تهران/شهریار)، چنان سقوط آزاد تلخ و تکاندهندهای را تجربه کرد که تنها واژه قابل انتساب به آن، «سوءمدیریت مفرط» است.
فلاشبک به روزهای عزت؛ یادی از چهارم آذر ۱۴۰۲
برای درک عمق فاجعهای که در شهریار رخ داد، نیازی به راه دوری نیست؛ کافی است نگاهی گذرا به تقویم مدیریت قبلی فدراسیون بیندازیم. در چهارم آذرماه ۱۴۰۲، مرحلهای از رقابتهای کاراته وان ایران در تالار باشکوه ۱۲ هزار نفری آزادی تهران برگزار شد. سالنی در شأن نام کاراته ایران که میزبان ۳۱۳ کاراتهکا در بخش انفرادی و ۲۴ تیم روی تاتامی بود. همهچیز از تهویه، اسکان، سالن تمرین و نظم در بالاترین سطح استاندارد قرار داشت؛ تصویری که نشان میداد کاراته ایرانی چه جایگاه رفیعی دارد.
سقوط به چاه بیتدبیری؛ جهنمِ تختیِ اندیشه بدون تهویه و تمرین!
اما ورق برگشت. در ششم تیرماه ۱۴۰۵، فدراسیون نشینان در اقدامی تاملبرانگیز، این رویداد بزرگ ملی را به سالنی محقر و فاقد کمترین امکانات اولیه در شهریار تبعید کردند. گرمای طاقتفرسای داخل سالن و نبود سیستم تهویه مناسب، عملاً محیط مسابقات را به یک کوره داغ تبدیل کرد؛ به طوری که ورزشکاران و مربیان برای فرار از گرمازدگی، به داخل اتومبیلهای خود پناه برده یا در سایه دیوارهای بیرونی سالن کز کرده بودند!
از سوی دیگر، نبودِ سالن گرم کردن (تمرین) که از ابتداییترین الزامات هر مسابقه رسمی است، کیفیت فنی مسابقات را به شدت زیر سوال برد. بینظمی در برنامهریزی نیز به اوج خود رسید، تا جایی که رقابتهای بخش کاتا تا ساعت ۴:۳۰ و ۵ عصر به درازا کشید و رمقی برای شرکتکنندگان باقی نگذاشت.
مسئولانی که از شدت افتضاح، «رویشان نشد» بیایند!
تاسفبارتر از همه، غیبت کامل رئیس، دبیر و مسئولان ارشد فدراسیون در سالن مسابقات بود؛ غیبتی که نشان میدهد خود مسئولان نیز شهامت حضور در چنین فضای خفهکننده و پاسخگویی به اعتراضات بحق شرکتکنندگان را نداشتند.
تریبون شاکیان؛ روایت شرکتکنندگان از فاجعه اندیشه
عمق افتضاح برگزاری این دوره را نمیتوان تنها در ضعفهای ساختاری خلاصه کرد؛ روایات و پیامهای ارسالی از سوی شرکتکنندگان و خانوادهها، ابعاد انسانی این سوءمدیریت را بهتر نمایان میکند:
روایت اول (یک کاراتهکا): «سالن کاراته وانی که تهویه هوا نداره، از عاشورا هم گرمتره! نظم درست حسابی نداره، جایی برای نشستن نداره، و از اون مهمتر جایی برای تمرین واسه گرم کردن نداره به چه دردی میخوره؟ خودم نتونستم گرم کنم؛ وقتی نتونی بدنت رو آماده کنی این مسابقات به چه دردی میخوره؟ دیگه اسم این کاراتهوان نیست؛ مسابقات استانی سطحش از این خیلی بیشتره.»
روایت دوم (حاضرین در سالن): «دریغ از حضور یکی از مسئولان و رؤسای فدراسیون در سالن؛ واقعاً افتضاح بود و خودشان هم دووم نمیآوردند که نیامدند. یک بچه بنده خدایی دندهاش آسیب دید، هیچکس به دادش نرسید! تا اینکه یک ورقه آهنی آوردند و به جای برانکارد گذاشتند زیر پای مردم و بردندش بیرون تا اورژانس بیاد. این است وضعیت امدادرسانی مسابقات کشوری!»
روایت سوم (مادر یکی از شرکتکنندگان): «این بچهها قراره برن نماینده ایران بشوند، به خدا بیانصافی است. دختر من ماه قبل یک مسابقه استانی داشت، نصف بچهها گرمازده شده بودند؛ حالا مسابقه کاراته وان تو این سطح باید اینطور با خواری و خفت برگزار بشه؟»
روایت چهارم (منتقد عملکرد فدراسیون): «آقای طباطبایی جایزه هم میداد؟! الان حکم که نمیدن هیچ، مدال آشغال تحویل ورزشکاران میدن!»
کاراته ایران در مسیر بیاعتبار شدن
سقوط از تالار دوازده هزار نفری آزادی به سالنی بیکیفیت در شهریار، نمادی از سقوط مدیریت در فدراسیون کاراته است. وقتی فدراسیون از تامین یک سیستم تهویه ساده، صندلی برای تماشاگران، تاتامی گرم کردن و حتی یک برانکارد استاندارد برای مصدومان عاجز است، چطور میتواند مدعی برنامهریزی برای کسب افتخار در میادین بینالمللی باشد؟
تحقیر نخبگان کاراته، بیاحترامی به خانوادهها و فرار مسئولان از سالن مسابقات، زنگ خطری جدی برای آینده این رشته مدالآور است. این رویداد ثابت کرد که صندلی ریاست فدراسیون بیش از هر زمان دیگری نیازمند «آگاهی، مسئولیتپذیری و مدیریت بحران» است؛ ویژگیهایی که در جریان فاجعه ششم تیرماه، جالی خالیشان به شدت احساس شد.
انتهای پیام/
