تهران سربلند _ در معادلات پیچیده و بعضاً مبهم انتخابات فدراسیون تکواندو، آنچه بیش از هر چیز نگرانکننده است، “نادیده گرفتن سرمایههای ملی ورزش ایران” به بهانه تفسیرهای سلیقهای از قوانین است.
نام سیدمحمد پولادگر، مردی که بیش از دو دهه از عمر خود را صرف ساختن اعتبار تکواندوی ایران در داخل و خارج از کشور کرده، حالا در فهرست ردصلاحیتها شنیده میشود؛ اتفاقی که اگر نهایی شود، باید آن را یک فرصتسوزی آشکار و پرهزینه برای ورزش کشور دانست.
پولادگر فقط یک «نامزد انتخابات» نیست. او حاصل سالها سرمایهگذاری انسانی، مدیریتی و بینالمللی است؛ مدیری که تکواندوی ایران را به جایگاهی رساند که امروز ثمراتش در المپیک، جهان و آسیا دیده میشود.
اعتبار بینالمللیای که برای او شکل گرفته، اتفاقی نیست؛ برای این اعتبار هزینه شده، زمان صرف شده و اعتماد جهانی به دست آمده است. چنین فردی امروز، به معنای واقعی کلمه، یک سرمایه ملی است.
سؤال اصلی اینجاست:
آیا در شرایطی که ورزش ایران با چالش مدیریت، ارتباطات بینالمللی، دیپلماسی ورزشی و بحران اعتماد روبهروست، عقل سلیم حکم میکند دانش فنی و اجراییِ آمادهبهکار را کنار بگذاریم؟
استناد به بندی از اساسنامه، آن هم بدون در نظر گرفتن جایگاه بینالمللی، سوابق مؤثر و منافع ملی، بیش از آنکه اجرای قانون باشد، بوی فرار از مسئولیت تصمیمگیری شجاعانه میدهد.
اگر قرار است قانون تفسیر شود، چرا همیشه تفسیری انتخاب میشود که به ضرر ورزش و به زیان منافع ملی تمام میشود؟
آقای وزیر ورزش!
واقعاً خوابی؟
یا خودت را به خواب زدهای؟
وزارت ورزش باید پاسخ بدهد که حذف مدیری با این سطح از تجربه و اعتبار جهانی چه دستاوردی برای تکواندو و ورزش ایران دارد؟
آیا جایگزینی در این سطح وجود دارد؟
یا قرار است باز هم هزینه آزمون و خطا را ورزشکاران، مربیان و آینده تکواندو بپردازند؟
امروز بحث شخص پولادگر نیست؛
بحث “حفظ سرمایههای مدیریتی ورزش ایران” است.
بحث این است که وقتی مدیری هم دانش اداره فدراسیون* را دارد و هم “اعتبار بینالمللی، کنار گذاشتن او یعنی “ضربه زدن آگاهانه به منافع ورزش کشور”.
اگر این تصمیم اصلاح نشود، فردا نباید از عقبگرد، تضعیف جایگاه بینالمللی و از دست رفتن فرصتها گلایه کرد.
فرصتسوزی، اسم دیگرش مدیریت ضعیف است؛ و تاریخ، این تصمیمها را فراموش نمیکند.
انتهای پیام/
