تهران سربلند _ در آخرین کلاس نونهالان آکادمی «معتمد» در افسریه، صدای ضربههای پا با فریادهای تمرینی در هم میآمیزد؛ فضایی از شور، باور و خستگی که بوی مبارزه میدهد. میان این همه انرژی، محمد باقری معتمد — قهرمان طلای جهانی، نقره جهانی و نقره المپیک — با چشمانی ثابت مسیر تازهای را دنبال میکند؛ مسیری که دیگر نه مدال دارد و نه جایگاه رسمی، اما پر از معناست.
معتمد در آغاز گفتوگو بیپرده میگوید تصمیمش برای بازگشت به ایران، پاسخی به بیعملی ساختارهای بینالمللی بود. پس از سالها مربیگری در تیمهای ملی هند و عراق، وقتی دید طرحهای بلندمدت و علمیاش اجرا نمیشود، ترجیح داد به کشورش برگردد و آموزش را از صفر در نسل تازه آغاز کند.
میگوید انگیزهٔ بچهها در ایران برایش حکم الهام دارد؛ در چشمان نوجوانان آکادمیاش همان شور سالهای اول خودش را میبیند، وقتی هنوز مدالها به پول و سیاست آلوده نشده بودند.
وقتی بحث به فدراسیون فعلی کشیده میشود، سکوت کوتاهش سنگینتر از هر جملهایست. با صراحت تأکید میکند هیچ ارتباطی با فدراسیون ندارد؛ نه دعوتی، نه حمایت رسمی، نه حتی تماس تشویقی. یادآوری میکند در دورهٔ ریاست قبلی، در تیم ملی مربی بود و هشت ماه تمام در کنار قهرمانان تمرین کرد. حالا اما همان فدراسیونی که مدالهایش را پس از هر مسابقه به رخ میکشد، در مقابل قهرمانان سابق خود دیوار بیتفاوتی ساخته است — دیواری از سکوت و روابط شخصی.
او سپس به عملکرد تیم ملی در مسابقات جهانی اخیر میپردازد و نقدی بیرحمانه و دقیق ارائه میدهد: یک طلا، یک نقره و یک برنز؛ اما در هفت وزن بدون حتی یک نتیجه. تپش در صدایش هست وقتی میگوید: این یعنی بدترین عملکرد تاریخ تکواندو ایران. ما استعداد داریم، ما توان داریم، اما نداشتن برنامهٔ واقعی و نبود نسلسازی باعث میشود همیشه در سایه بمانیم. شعار جدیدشان «تغییر» است، ولی تغییر بدون بازنگری در روشهای بنیادی، فقط تکرار شکست خواهد بود.
از معتمد درباره کودکان آکادمی سؤال میکنیم. نگاهش روشن میشود و لحنش از انتقاد به ایمان بدل میگردد. از نونهالهایی میگوید که هر روز سختتر تمرین میکنند، بدون امکانات، بدون اسپانسر.
میگوید این بچهها میفهمند موفقیت فقط در تمرین مداوم است، نه در وعدهٔ مربی یا پست مسئول فدراسیون. جملهای که بارها تکرار میکند محور تفکر اوست: پشتکار از استعداد بسیار بالاتر است. استعداد نقطهٔ شروع است، اما اگر استمرار نباشد، استعداد هم خاموش میشود.
پروژهٔ آکادمی از مرداد ۱۴۰۴ آغاز شده و حالا تبدیل به پناهگاه نسل تازهٔ تکواندوکاران شده است. معتمد و گروه کوچکش برنامه دارند برای فصل بعد به لیگ رسمی کشور وارد شوند، البته اگر اسپانسر و حمایت مالی پیدا شود. خودش میگوید: کمک نمیخواهیم، همکاری میخواهیم. باید ورزش را از شعار بیرون آورد. تا وقتی فدراسیونها روی روابط شخصی بچرخند، هیچ اصلاحی رخ نمیدهد.
در پایان، معتمد با جملهای محکم کلاس را جمع میکند، و همان جمله پایانیاش خلاصهٔ تمام حرفهایش است.
اینجا، در افسریه، جبههٔ تازهای آغاز شده؛ اینبار نه برای مدال جهانی، بلکه برای بازسازی غرور از دسترفتهٔ تکواندو ایران.
نسل جدید باید بفهمد قهرمانی از سالنهای کوچک شروع میشود، از ایمان مربی، از تداوم تمرین در روزهای بیامید. محمد باقری معتمد میجنگد؛ اما اینبار میدانش ذهن شاگردانش است، نه سکوی جهانی.
